چه زیبا خالقی دارم دلم گرم است می دانم که فردا باز خورشیدی میان آسمان ، چون نور می آید
![]()
شبی می خواندم .... با مهر سحر می راندم ..... با ناز
چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا ، با آنکه میداند
گنه کارم
![]()
اگر رخ بر بتابانم دوباره می نشید بر سر راهم دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست
![]()
چه زیبا عاشقی را دوست می دارم دلم گرم است می دانم ، که می داند بدونِ لطف او ، تنهای تنهایم اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ،
اما
دلم گرم است ، می دانم خدای من ، خدایی خوب می داند و می داند که سائل را نباید دست خالی راند
![]()
دلم گرم خداوندی ست که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه می ریزد و با دستان مادر کاسه آبی را، برای قمری تشنه
![]()
دلم گرم خداوند کریمِ خالق نوریست که گر لایق بداند روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور دلم گرم خداوند صبور و خالقِ صبریست که شب ها می نشیند در کنارم تا که بیند می رسد آن شب
که گویم عاشقش هستم؟
![]()
خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده
خداوندا ، مسلمانی عطایش کن
نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را
نبندد پای زیبای پرستو را
نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را
نچیند بال مینا را
===
دعایش می کنم آن عهد بشکسته
دعایش می کنم عاشق شود بر یاکریم و هدهد و مینا
دعایش می کنم
آن سان دعایی
چون مرا با لعنت و نفرین قراری نیست
![]()
تو آیا هیچ می دانی خدایم کیست ؟
چنان با من به گرمی او سخن گوید که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست
![]()
هزاران شرم باد بر من چنان با او به سردی راز می گویم که گویی من جز او و بی گمان
یکصد خدا دارم
![]()
چنان با مهر می بخشد که گاهی آرزوی صد گناه و توبه من دارم
![]()
******
الا ای آنکه خواب از چشمها بردی تو را آرامش شب ها گوارایت نهال خنده مهمان لبانت
تو ای با مذهب عشاق بیگانه برایت عاشقی را آرزو دارم
![]()
الا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح برای تو ، هزار و یک شب آرام و پر لبخند ر ا
من آرزو دارم
![]()
تو را ای آرزویت ، قفل بر لب ها
برای تو ، کلید فهم معنای تفاهم
آرزو دارم
![]()
تو ای با عشق بیگانه اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را تو می فهمی ، که مرگ مهربانی ،
آخر دنیاست
![]()
اگر حزن نوای بلبلی را در قفس احساس میکردی دگر آواز شاد بلبلان را در قفس، باور نمی کردی
![]()
اگر ناز نگاه آهوان دشت می دیدی تفنگت را شکسته ، مهربانی پیشه می کردی
چه لذت صید مرغان رها در پهنه آبی؟ اگر معنای آزادی ، به یاد آری
![]()
نم چشمان آن آزرده دل را گر تو می دیدی نمازت را ادای تازه میکردی
![]()
نمی دانم دگر باید چه می گفتم به در گفتم، تمام آنچه در دل بود بدان امید شاید بشنود دیوار
|